تمام چیزی که خدا از بشر می خواهد

یک قلب آرام است.

از همسرم که باعث شد یک قلب آرام داشته باشم تشکر می کنم.

دوستت دارم.

+ نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد 1391ساعت 23:58 توسط مریم رجبی نژاد |

اگر براي يك عمل اشتباه هزار دليل آوري،
مي شود هزار و يك اشتباه...
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 17:2 توسط مریم رجبی نژاد |

عشقي که در هر روز و در هر شب نو نشود،

دوام نخواهد يافت

حتي اگر به پرستيدن منجر گردد.

دو دل باخته چيزهايي را در آغوش مي کشند،

بيش از آن که يکديگر را در آغوش کشند.

بي شک عشق در يک جا جمع نمي شود.

عشق، کلمه اي است از نور

دستاني از نور آن را بر برگي از نور نوشت.

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم دی 1389ساعت 17:51 توسط مریم رجبی نژاد |

من همانم که در طلب یک نگاه گذرا از تو سکوت کردم،
همان که وقتی به چشمانش زل زدی ارتعاش صدا ناخود آگاه در گلویش خشک شد.
همان که با یک انگشت بر لبانش به سکوت در کنارت دعوت شد،
همان که کوهی از آتش فشان بود و تنها درکنار تو خاموش شد.
همان که برق نگاهت آرام آرام او را به صلح دعوت کرد.
همان که همچون قطره ای دائمی بر سنگ دلش چکیدی و چکیدی و با هیچ گفتنت بر دلش رسوخ کردی...
همان که به تو اخم کرد و تو خندیدی و با تایید نگاهت او رام کردی.
من...؟؟!
زمانی که با گرمی دستانت به من آموختی که من را باید کشت و اکنون با تکیه بر دیواره پشتم که می دانم خراب نشدنیست من را کشتی
و اکنون، ما شدیم و با هم به عشق خندیدیم و نگاهمان را بر دروغ بستیم و بر تمنای وجودمان چیره گشتیم تا ما باقی بمانیم..
اکنون نیز من در کنارت بی نیازم به تمنا و گدایی محبتی که سالها در آدم ها می جستم اما آن را در نگاه خندانت یافتم.

تقدیم به همه عاشقان
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت 13:4 توسط مریم رجبی نژاد |

از قدرت و زیبایی جوانی ات لذت ببر،

ویادت باشد که قدر قدرت و زیبایی جوانی را ،نمی دانی،

تا وقتی رنگ ببازه...

اما باور کن ۲۰ سال دیگه وقتی به عکسات نگاه می کنی

متوجه می شی چه امکاناتی در برابرت قرار داشته

و چقدر ظاهر دل انگیزی داشتی،

اینو الان متوجه نیستی...

مثل خودم...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 10:11 توسط مریم رجبی نژاد |

تمام چیزی که خدا از بشر می خواهد

یک قلب آرام است...

سالگرد ازدواجمون مبارک

از همسر عزیزم که باعث شده قلبی آرام داشته باشم ممنون.

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 14:21 توسط مریم رجبی نژاد |

یک آهو وقتی صبح از خواب بیدار می شه باید تند بدود که شکار شیر نشه

یک شیر وقتی صبح از خواب بیدار می شه باید تند بدود که گرسنه نماند

مهم نیست که آهو هستی یا شیر باید تند بدوی که از قافله  زندگی عقب نمانی

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 12:12 توسط مریم رجبی نژاد |

جا مانده است چيزي

جايي كه هيچ گاه

ديگر هيچ چيز جايش را پر نخواهد كرد ,

نه موهاي سياه و نه دندانهاي سفيد

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم تیر 1389ساعت 11:42 توسط مریم رجبی نژاد |

 آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند.

از «تن» تو، هر چقدر هم که قوی باشد، ترسی ندارند.

از گاو که گنده‌تر می‌شوی، میدوشنت!

از خر که قوی‌تر می‌شوی، بارت می‌کنند!

از اسب که دونده‌تر می‌شوی، سوارت می‌شوند!،

اما آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند .

+ نوشته شده در جمعه چهارم تیر 1389ساعت 11:52 توسط مریم رجبی نژاد |

وسعت برخی واژه ها

فرصت بیان را از من می رباید

و هر بار که لب می گشایم تا بگویم

حرفم را

می بلعم بدون دانستن چرائی آن

وقتی می گویم دوستت دارم

حرفی نیست که تنها بر زبان بیاید و برود

سخنی است که هر بار به زبان می آورم

ذره ذره این غرور یخی در هم آب

می شود

پس...

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام خرداد 1389ساعت 11:25 توسط مریم رجبی نژاد |